محمد على مجاهدى

535

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

آفتاب‌ست اينكه مىتابد * هُرم داغىست آه پُر شررش از خجالت تنش عرق كرده * اشك مىجوشد از دو چشم ترش آفتاب ، عاشقانه مىگريد * بر زمين ، نعش شاه دين افتاد آسمان تا زمين فرو غلتيد * ديدهء او چو بر زمين افتاد 5 . آل ياسين ، سيد رضا ( همايون ) « سيد رضا آل ياسين متخلص به ( همايون ) در سال 1307 هجرى شمسى در شهر كاشان ديده به جهان گشود . پدرش مرحوم نظام الدين آل ياسين از علما و روحانيون كاشان بود كه در سال 1319 بدرود حيات گفت . وى از نواده‌هاى حاج سيد محمد تقى حسينى پشت مشهدى است كه از مراجع روحانى شيعه به شمار مىرفت ، و نيز پدربزرگ مادرىاش مشرقى غفارى ( محتاج عليشاه ) شاعر شهير قرن سيزدهم هجرى است . . . . سيد رضا آل ياسين از سال 1318 به شعر و شاعرى پرداخت و آثارش در روزنامهء محلّى كاشان به چاپ مىرسيد . . . وى از سال 1365 شروع به نظم نهج البلاغه كرد كه در آبان ماه 1370 كار نظم آن پايان يافت و نيز كتابى طنزآميز به نام « تفسير اللّغات » تأليف كرد . » « 1 » ترجمهء منظوم او از نهج البلاغه با عنوان « كلام على با نغمهء همايون » چاپ و منتشر شده است . و « منظومهء شهيدان كربلا » اثر بزرگ عاشورايى اوست كه زندگينامهء حضرت امام حسين ( ع ) را از دوران كودكى تا لحظهء شهادت به نظم كشيده و پا به پاى كاروان كربلا و همراه با اصحاب فداكار آن حضرت سفرى بيدلانه كرده و اين سفرنامهء تاريخى را با بيانى حماسى به تصوير كشيده است . كوشش‌هاى او در احياى مفاهيم ارزشى فرهنگ عاشورا مشكور باد ! ورود اهل بيت پيمبر ( ص ) به يثرب به يثرب نمودند ز آنجا گذار * دل و جان آل نبى داغدار چو در راه گرديد يثرب عيان * به زينب همى گفت خواهر نوان كه « نعمان » به ما نيكويى كرده است * به خوبى بدين شهر آورده است

--> ( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3937 .